روند تاریخی جریان روشنفکری در ایران به لحاظ طرز برخوردشان با وقایع و نیز نگرششان به جامعه نیز روشهای آنان در راستای اجرای اندیشههای خود، را میتوان در چهار گروه تقسیم بندی کرد.
روشنفکران نسل اول
نسل اول روشنفکری که پس از شکست ایران از روسیه پا گرفته بود و تا زمان به قدرت رسیدن رضا شاه تداوم داشت بیشتر بر برپایی نهادهای سیاسی و اجتماعی غرب در ایران تلاش میکرد. در جریان انقلاب مشروطه و ایجاد مجلس و کاهش قدرت سلطنت این امر کاملاً مشاهده شد. برخی از روشنفکران نسل اول خواهان اروپایی شدن کامل ایرانیان بودند و معتقد به اینکه دستیابی به پیشرفت در گرو اروپایی یا به اصطلاح فرنگی شدن است. البته این طرز تفکر در غرب هم رواج داشت به نحوی که برخی از متفکران اروپایی علت رشد صنعتی و فرهنگی اروپا را در خون و نژاد اروپاییان میدانستند.
هر گروه روشنفکری خود را متعلق به فرهنگ اروپایی خاصی میدانستهاست زیرا تنها راه اروپایی شدن دیده میشد. برای مثال طرفداران انگلیس، آلمان، فرانسه و روسیه گروههای خاص خود را تشکیل میدادهاند.ویژگی مشترک این نسل روشنفکری کاهش قدرت روحانیت در جامعه و سیاست بودهاست.
این گروه با آنکه پیشرفت ایران را در سر داشتند ولی نمیتوانستند در جو سیاسی آن روزگار موثر واقع شوند و گاهی در حد تشکیل و تشکیلات مخفی مانند فراموشخانهها میماند.
از پیشروان این نسل میتوان به طالبوف، میرزا ملکم خان و آخوندزاده اشاره کرد.